welcome to saba site-به سايت صبا خوش آمديد
به سايت صبا خوش آمديد

دوستان عزيز،برای درست کردن لوگوهايتان به سايت فارسی ايران لوگو يا خوشه اشک سربزنيد و با سفارش چگونگی و حتی رنگ و فونت لوگوهايتان در مدت کمی صاحب لوگوی بسيار خوبی بشويد ، مدير اين سايت آقای پدرام ايران زاده نام دارد.

ÕÜÜÜSABAÜÜÜÈÇ

سرزمين‌ من‌ بيدار شو!

اينجا بم‌ است‌. ايران‌. زمين‌ جنبيد و در آغاز سپيده‌ دم‌ آوار خاك‌ گلي‌ خونين‌ را بر چشم‌ منتظران‌ بيداري‌ فرو كوفت‌. اخبار فاجعه‌ از نخستين‌ ساعات‌ بامداد منتشر شد اما خبر هولناك‌ هنوز نرسيده‌ است‌. همه‌ جا تعطيل‌ است‌. زنگ‌ها به‌ صدا در مي‌ آيد تلفن‌ها به‌ كار مي‌ افتد و بوق‌ اشغال‌. بوي‌ فاجعه‌ مي‌ آيد. ساعت‌ها مي‌ گذرد. مردم‌. مردم‌. مردم‌. چه‌ مردمي‌. تك‌ تك‌ آمدند و ناگهان‌ سيل‌ خروشان‌ مردم‌ همه‌ جا را گرفت‌. چه‌ مي‌ خواهيد. هر چه‌ داريم‌ مي‌ دهيم‌. فرودگاه‌ غلغله‌ است‌. مردم‌ از شهرهاي‌ مجاور هجوم‌ آورده‌ اند. هر كس‌، قوم‌ و خويشي‌ دارد سراغ‌ مي‌ گيرد. هر كس‌ هر وسيله‌يي‌ مي‌ يابد بر مي‌ دارد تا به‌ كمك‌ بشتابد. ديوان‌ سالاري‌ رنگ‌ مي‌ بازد. درجه‌ و سلسله‌ مراتب‌ به‌ چشم‌ نمي‌ آيد. بار ديگر معلوم‌ مي‌ شود كه‌ ما ايراني‌ هستيم‌. هنوز فرياد سعدي‌ در گوش‌ ما طنين‌ مي‌ اندازد: چو عضوي‌ به‌ درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار اين‌ بي‌ قراري‌ را به‌ عينه‌ مي‌ بينم‌. فروشندگان‌ حاشيه‌ خيابان‌ آزادي‌ به‌ وسط‌ خيابان‌ آمده‌اند، زنجير انساني‌ تشكيل‌ داده‌اند. ماشين‌ها را به‌ منتهي‌اليه‌ راست‌ خيابان‌ هدايت‌ مي‌كنند. بخشنامه‌يي‌ در كار نيست‌. همه‌ پاسبان‌ شده‌ اند و پدرم‌ وقتي‌ مرد پاسبان‌ها همه‌ عاشق‌ بودند. راه‌ را باز كنيد. آمبولانس‌ مي‌آيد، شايد قلب‌ شكسته‌ بالي‌ در گوشه‌يي‌ به‌ تپيدن‌ ادامه‌ دهد. راه‌ را باز كنيد تا از تپيدن‌ باز نماند. آمبولانس‌، مددكار، پزشك‌. فرودگاه‌ غلغله‌ است‌. پزشكان‌ و دانشجويان‌ پزشكي‌ ،پرستاران‌ و بهياران‌ التماس‌ مي‌ كنند كه‌ سوار هواپيما شوند. هيچ‌ آداب‌ و ترتيبي‌ در كار نيست‌. بليت‌ نمي‌ خواهند. كارت‌ شناسايي‌ ات‌ را نشان‌ مي‌ دهي‌ و مي‌روي‌. مي‌ خواهم‌ وطنم‌ را بسازم‌ دوباره‌. بار ديگر مردم‌ نشان‌ دادند چقدر از مسوولان‌ جلوتر هستند. بار ديگر غلبه‌ عشق‌ بر ديوان‌ سالاري‌ و تبليغات‌ عريص‌ و طويل‌ به‌ اثبات‌ رسيد. به‌ «محمد علي‌ علومي‌» داستان‌ نويس‌ زنگ‌ مي‌ زنم‌. مي‌دانم‌ پدر و مادرش‌ در بم‌ هستند، علي‌ بغص‌ مي‌كند و سرش‌ را از گوشي‌ تلفن‌ بيرون‌ مي‌ آورد. بر شانه‌ام‌ مي‌ گذارد و با هم‌ گريه‌ مي‌ كنيم‌. نه‌ براي‌ پدر علي‌ براي‌ همه‌ پدراني‌ كه‌ فرزندشان‌ نگران‌ ياري‌ است‌ كه‌ در كسان‌ مي‌ جويد. مي‌ گويد براي‌ كدام‌ گريه‌ كنم‌أ پدرم‌، برادرم‌، مادرم‌، همسايه‌ام‌ .... خبرنگاران‌، عكاسان‌ مي‌ آيند، همه‌ گريان‌. تو كه‌ نديده‌ يي‌أ شهر دود شده‌ است‌. آن‌ بمي‌ كه‌ هشت‌ سال‌ پيش‌ ديدي‌، ديگر نيست‌. خبر فاجعه‌ هنوز جا نيفتاده‌ است‌. به‌ شهر مي‌ آيم‌. آبستن‌ بحران‌ است‌. نه‌، خيال‌ مي‌ كنم‌ خبر ندارند. هر جا كه‌ مي‌ روم‌ صف‌ مشتاقان‌ كمك‌ را مي‌بينم‌. آن‌ كس‌ كه‌ چيزي‌ ندارد آمده‌ است‌ خون‌ بدهد تا حيات‌ در رگي‌ نخشكد. مسابقه‌ مهرباني‌ است‌. همه‌ بي‌ محابا مي‌ دوند. برنده‌ سهمي‌ نمي‌ برد، جز عشق‌. هيچ‌ كس‌ از زير كار در نمي‌رود. در مراجعه‌ به‌ هيچ‌ ميز و كارمندي‌ به‌ ميز بغل‌ دستي‌ حواله‌ ات‌ نمي‌ دهند. انگار دبيرخانه‌ و ستاد و كارشناس‌ «مربوطه‌» در اين‌ عالم‌ جايي‌ ندارد. همه‌ مسوولند. همه‌، همه‌ كاره‌ اند .بار ديگر عشق‌ و مهرباني‌ ايراني‌ گل‌ كرده‌ است‌. ديوان‌ سالاري‌ و كاغذبازي‌ و سلسله‌ مراتب‌ دود شده‌. از شوق‌ مي‌لرزم‌. نمي‌ توانم‌ اشك‌هاي‌ خودم‌ را نگه‌ دارم‌. چرا اين‌ تشكيلات‌ عريص‌ و طويل‌ دولتي‌ عشق‌ را نشناخته‌اند و گنجايش‌ محبت‌ اين‌ مردم‌ را ندارند. مردم‌ باز نشان‌ داده‌ اند كه‌ وقتي‌ بخواهند مي‌ توانند. ياري‌ نمي‌ كند اين‌ دست‌، اين‌ قلم‌. اين‌ قلم‌ مست‌ مي‌ ناب‌ شده‌ است‌. وقتي‌ دانشجويي‌ را مي‌ بيني‌ كه‌ با جثه‌ نحيف‌ خود بيل‌ در دست‌ گرفته‌ تا كودكي‌ را از زير خروارها خاك‌ بيرون‌ بكشد، وقتي‌ مهندسي‌ را مي‌ بيني‌ كه‌ كاري‌ از دستش‌ بر نمي‌ آيد اما مي‌ تواند گور بكند، اگر قلمت‌ مست‌ نشود واي‌ بر احوالت‌. بياييد از اين‌ فاجعه‌ و همدلي‌ بعد از آن‌ درس‌ بگيريم‌. كلامم‌ را با شعري‌ از دوست‌ شاعرم‌ انسيه‌ سياوش‌ به‌ پايان‌ مي‌ برم‌: شهر من‌ \ سرزمين‌ من‌ \ مي‌ خواهم‌ براي‌ كودكم‌ زنده‌ و سبز باشي‌ هميشه‌ \ پس‌ \ بيدار شو. اسدالله امرايی



 


مطالب هاى صبا

عاليجناب جنگ بمير!!!

يكشنبه ،۲ آذر ،۱۳۸۲

تشريف بياوريد اينجا... عاليجنابان جنگ ... شما كه تمام اسلحه هاى دنيا را ميسازيد ... هواپيماهاى مرگ را... و بمبهاى غول پيكر را ميسازيد ... شما كه پشت ديوارها پنهان مى شويد ... پشت ميزها پنهان مى شويد ... فقط ميخواهم بدانيد ... از پشت نقابتان هم چهره تان را خوب مي شناسم ... شما كه هرگز كارى نكرديد به جز ويرانى ... و دنياى مرا چنان به بازى گرفته ايد ... كه گويى بازيچه اى بيش نيست ... سرعت گلوله ها را زياد مى كنيد ... تا ديگران شليك كنند ... و آنگاه كه كشته ها زياد شد ... و خون جوانها را از بدنهايشان سرازير شد و در گل فرو رفت ... در عمارتهايتان مخفى خواهيد شد ... وحشتناكترين نگرانى را بين مردم رواج داده ايد... ترس از قدم گذاشتن به دنيايى كه حتى كودكان بدون نام را ... كودكان به دنيا نيامده را هم تهديد ميكند ... شما لياقت خونى را كه در رگهايتان جاريست نداريد ... مى دانم كه خارج از نوبت حرف ميزنم ... شايد بگوييد كه هيچ نمى دانم ...شايد بگوييد هنوز جوانم ... اما چيزى هست كه خوب مى دانم اگر چه از تو جوانترم... اين را مى دانم كه خداوند هم آنچه تو كرده اى نخواهد بخشيد ... اميدوارم كه بميرى ... و مى دانم كه مرگت زود فرا خواهد رسيد ... در يك بعد از ظهر پريده رنگ... به دنبال تابوت خواهم آمد ... وقتى تو را در خوابگاه مرگت پايين مى گذارند...تماشايت مى كنم ... و آن قدر بالاى گورت مى ايستم تا مطمئن شوم كه مرده اى!

پيام هاى شما براى ما مهم است

[saba] www.peik.20m.com [saba]

فرياد درد

يكشنبه، ۲۹ تير ،۱۳۸۲

تو اى ايرانى،اى هم ميهن من،

كه مويت زند از درد فرياد

به ميدان آمدى،رزم تو پيروز

كنى ويران كه سازى از نو آباد

تلاشت پر ثمر،عزم تو پيروز

نمى فهمند اين كوران خودكام

كه صبر ما هم اندازه دارد،

بناى ظلم را زير و زبر كن

كه جان بر لب رسيد از جور جلاد

تو اى باران خشم و كين، فروريز

تو اى طوفان، تو اى طوفان عصيان

زهر شهر و زهر بيغوله برخيز

خروشان شو تو اى طوفان عصيان

چنان كن تا در اين ظلمتگه ظلم

شود خورشيد آزادى درخشان

پيام هاى شما براى ما مهم است

[saba] www.peik.20m.com [saba]

پروانه هاى بهشتى..!

جمعه، ۸ تير، ۱۳۸۲

با چشمان مشكى ، اما غرق در آرزو و دستان پر گل و لبخندى كه غم پنهان را در خود نهان دارد ،در ميان انبوه ماشين هاى رنگى ايستاده است ،از رنگ رنگ زندگى با دو رنگ سبز و قرمز چراغ راهنما اشناست و هرگاه كه چراغ راهنما قرمز ميشود ،قامت كوچكش در ميان هياهوى پر سر و صدايى گم شده و زمان سبز شدن چراغ راهنمايى فرصت مى يلبد تا غريبه اى آشنا يافته و شاخه گلى نه به نشانه محبت و دوستى ،بلكه با بوى رنج و اندوه،عرضه ميكند. او هنوز براى به دوش كشيدن كوله بار زندگى بسيار كوچك است و من نمى دانم به واقع نان آور خانه اى است يا اسير سو استفاده افرادي سودجو... اين چرخه زندگى كودكان خيابانى است...

پيام هاى شما براى ما مهم است

[saba] www.peik.20m.com [saba]

هرگز كسى حرفهاى مرا نميفهمد مگر آن كه مثل من باشد!

چهارشنبه، ۲۱ خرداد، ۱۳۸۲

خستگى كار تنها چيزى است كه هر ماه شب ،براى خانواده اش به ارمغان می آورد ،حقوق كارگری اش را ميبايست قبل از اينكه عرقش خشك شود به او داده باشند اما الان هفت ماه است كه يك پاپاسی هم نگرفته است .شكايت كند شغلش را از دست خواهد داد .تحمل را بر هر كار ديگری ترجيح ميدهد .بغضش را فرو می خورد ،گلويش به چيز ديگري عادت ندارد .شرمگين است و بی تقصير ،نمی داند تاوان برنامه های توسعه اقتصادی و تقدم و تا آنرا يا تاوان اشتهای بی حد و حصر كسانی را كه از بلعيدن دسترنج اوبايی ندارند .به آينده اميد بسته است اما هر روز فردايی را نمی داند چه خواهد شد ،بی هيچ اتفاق خاصی به ديروز تبديل ميكند .دلالان بازار كسب، پينه هاي دستش را چقدر خواهند خريد؟ در شهر خودم كارگاههاي زيادی را ميشناسم كه مثل پيراهن ،كارگر عوض ميكنند . كارفرمای يكی از همين كارگاهها به من گفت كه اگر كارگر را بيش از شش ماه نگه داری پررو ميشود . نامش م.لطفی است و نمی داند كه ميخواهم حرفهايش را چاپ كنم ،اگر ميدانست حتما چيزهای ديگری می گفت :"قرار داد كتبی" در اين كارگاهها واژه خنده آورى است ،كارگرانی كه حاضرند دست كارفرما را ببوسند اما بيكار نشوند ،كارگرانی كه سيلی كارفرما را از بوسه های محبت آميز پدر دوست تر دارند و كارگرانی كه مرگ و زندگی شان را در گروی رضايت كارفرما ميپندارند ،بايد كارگر باشی كه بدانی من چه ميگويم .... عبدالله نام خانوادگی اش را به من دروغ ميگويد ،نمی دانم از چه می ترسد و نمی داند كه نام واقعی اش را قبلا از ديگران پرسيده ام .به هر حال به دروغش احترام می گذاريم ، او كمتر از ۱۵ سال سن دارد و كار كردن برايش ممنوع است ،هر وقت ماموری يا بازرسی به كارگاه مراجعه ميكند مجبور ميشود در گوشه و كنار كارگاه پنهان شود تا شغلش را از دست ندهد .اگر از او بپرسيم چرا كار ميكنی ،سوال احمقانه ای پرسيده ايم ،به هر حال قانون ممنوعيت كار كودكان ،حمايت خود را از او اينچنين نشان داده است. ناصر ۱۷ ساله آنقدر به جهيزيه خواهر كوچكترش فكر ميكند كه فرصت ندارد به قرارداد و بيمه و عيدی و سنوات و حق عايله مندی و ...فكر كند .او فقط كار ميكند ،همين و بس.

پيام هاى شما براى ما مهم است

[saba] www.peik.20m.com [saba]

جمهوری اسلامی دشمن آزادی...

پنجشنبه، ۸ خرداد، ۱۳۸۲

دشمن آزادی ، دشمن حقوق بشر ، دشمن اسلام، دشمن همه خوبيها كيست؟خب بايد جواب اين سوالات را بدانيد؟ بله درست گفتيد ... رژيم آخوندی ايران ، كه نام ايران هم را در كنار خود زشت كرده است . بله آنها همه چيز را از ملت ما (ايران) گرفته اند ،خوشی هايمان ، آرزوهايمان ، و همه چيزهايمان را، حتی اسلام بودنمان را از ما گرفته اند،آنها با نام اسلام به نظر خودشان به تروريستهای جهان كمك ميكنند به آنها مهمات و چيزهای ديگر ميدهند،و آن را هم ميدانيد كه اين همه چيز را با درآمد همين منابعی كه ايران دارد ميخرند در حالی كه ملت خودش در فقر و گرسنگی دارد جان ميدهند و هزار چيز ديگر كه خود آنها را بهتر از من ميدانيد خدا ميداند كه زير اين عبا چه كارهای كثيف ديگری انجام ميدهند و نام اسلام را لكه دار ميكنند ملت ايران را آزاد بگذاريد و دست از سر ما برداريد چرا كه هر كس در عقيده ،نظر و افكار و كارهای خود آزاد است چرا شما دشمن آزادی هستيد؟.آزادی را خدا به انسانها بخشيده است پس چرا شما آن را منع كرده ايد،حقوق انسانها را چرا ميخوريد در حالی كه ميگوييد ما به حقوق بشر احترام ميگذاريم هر روز خودتان شاهد هستيد كه ده ها دختر به خاطر فقر فروخته ميشوند خودتان اينها را بهتر از من ميدانيد و خود را به كوچه علی چپ زده ايد هر روز روزنامه ای توقيف و روزنامه نگاری را دستگير ميكنيد تا كارهای ناپسندی كه انجام ميدهيد و داده ايد بر ملا نكند هم اكنون هم به جان سايتهای اينترنتی افتاده ايد تا جلوی بيداری مردم ايران را از خواب غفلت بگيريد، اما اين را خوب بدانيد كه يه روز هم خدا به داد ما ميرسد همانطور كه به داد مردم مظلوم عراق رسيد و رژيم ديكتاتوری صدام حسين را فروپاشيد اميدوارم شما هم به سرنوشت اين ديكتاتور ظالم دچار شويد تا مردم ايران هم يه روز هم كه باشد با آزادی زندگی كنند...... جمهوری اسلامی با كارهای ناپسند نام اسلام را هم در كنار خود بدنام كرده است.

پيام هاى شما براى ما مهم است

[saba] www.peik.20m.com [saba]

!من عاشق خوبی ها هستم

۳۰ / ارديبهشت/۱۳۸۲

از روزی که به دنيا آمده ام عاشق هستم .نمی دانم عاشق چی! اما ميدانم که عاشق هستم ...هرگاه تنها ميمانم فقط به عشق فکر ميکنم به آن دل پاکی که آدمها قبلا داشتند اما امروز آن را از دست داده اند و اين هم در همه جای دنيا ديده ميشود همه محبت،صداقت و دوستی را فراموش کرده اند ،يادم ميايد وقتی به من يا من به آنها محبت می کردم ،احساس خوشی بهم دست می داد ولی الان اينها هيچکدام در اين دنيا از محبت بگير تا خصلت های خوب ديگه مثل صداقت،دوستی،عاطفه و باوفايی و ...در درون آدمها ديده نمی شود .آخه چرا؟! ،چرا برادر به برادر خيانت می کند ؟... من خيلی محبت و باوفايی رو دوست دارم ولی نمی دونم پيش کی و کجا پيدا ميشه.من مدت زياديه دنبال دوست ميگردم که همين ويژه گيها رو داشته باشد اما پيدا نمی کنم من ميخوام با کسی که معنی محبت ،صداقت،دوستی و همه ی خوبی های ديگه ...رو بداند درد دل کنم ،دلم پره نمی دانم چيکار کنم من حالا تک و تنها هستم دوستی ندارم که ته دلم رو براش رو کنم .من يه دوست داشتم که به من خيانت کرد برای اينکه من به او خيلی اعتماد ميکردم و او هم از اين فرصت استفاده کرد البته اين هم از سادگی من بود چون من خيلی ساده دل هستم ،من ميخوام انسانها هم ديگه رو دوست داشته باشند بهم ديگه محبت کنند نه خيانت و بی وفايی و .... من دوست دارم که تمام دنيا با من دوست باشه چونکه خيلی صداقت رو دوست دارم . آهای آدمها بياييد با هم ديگه خوب باشيم بديها رو فراموش کنيم دوست داشتن ،صداقت، محبت رو دوست داشته باشيم و با وفا باشيم، چونکه فقط اينهاست که ادم رو به اوج خوشحالی و عشق به زندگی کردن ميکشانند .من شما را خيلی دوست دارم ، من همه ی انسانها را دوست دارم ، من صداقت،دوستی،عاطفه و با وفايی و همه ی خوبی ها را دوست دارم، من عاشق خوبی ها هستم... شما چطور..؟

پيام هاى شما براى ما مهم است

[saba] www.peik.20m.com [saba]

اعتياد در نسل جوان ايرانی

۲۲/ ارديبهشت/۱۳۸۲

عدم علاقه به زندگی گاهی در برخی افراد به وجود می آيد و فعاليت آنها را کاهش می دهد ومضرات و منافع را برای شخص کم اهميت می گرداند . بدين جهت زيانهای مواد مخدر هم در نظر شخص کم اهميت جلوه می کنند و به آرامی در دام اعتياد گرفتار می شوند .لذا برنامه ريزی به منظور ايجاد هدف در زندگی افراد و علاقه نمودن آنها برای رسيدن به هدفهای متعالی نقش مهمی در پيشگيری از اعتياد دارد . نتايج تحقيق برروی ۷۵ هزار جوان ايرانی حاکی از آن است که ۵/۲۷ درصد جوانان در معرض اعتياد هستند و ۳/۶۸ از جوانان در اين تحقيق از نداشتن انگيزه و بی توجگی در زندگی به آنها(جوانان) و ۳/۵۳ درصد از تاسف به دنيا آمدن سخن گفته اند که اين رو حيات می تواند زنگ خطری برای گرايش جوانان به مواد مخدر باشد.

پيام هاى شما براى ما مهم است

[saba] www.peik.20m.com [saba]

درد دلهای يک جوان...

۱۲/ ارديبهشت/۱۳۸۲

من يک جوان ۲۲ ساله هستم دانشگاه رفته ی درس خوانده که سالهاست از آن روزهای شيرين و زودگذر کودکی فاصله گرفته ام . مدرکی دارم که فقط به درد قباله ی پشت سند ازدواج ميخورد ،يا قاب کنم و بزنم به ديوار تا وسط ديوار خونه مون رو پر کنم ،برای ساختن زندگی آينده ام همه کار کرده ام ، نمی دانم شايد هنوز به آينده نرسيده ام .با تمام تلاش هنوز هيچ تغييری در زندگی ام ايجاد نشده ،اگر امروز به آن چه آرزويش را داشته ام نرسم پس چه زمان می توانم با گامهای بلند به فکر پيشرفت(کدام پيشرفت؟ به سمت چی؟ مگه ميزارن)باشم!....باور کنيد وقتی کودکی را يادم می آورم ...آينه ای می بينم سراسر نور و درخشندگی ...آينه ای که در آن خودم را می بينم که بعد از زحمات سالها درس خواندن به زندگی قابل قبولی رسيده ام ،چه رويای خامی...شما فکر ميکنيد من برای اين آينده برنامه ريزی نکردم؟براش زحمت نکشيدم؟ نه دوستان! ...من در تمام مدت تحصيلم برای گرفتن جواب از تمامی معلمانم پاشنه دفتر دبيرستان را از جا در آوردم.همه اش برای اين بود که مدرکی ازش برام جا بمونه تا باهاش کاری رو برای خودم دست و پا کنم ...ولی...تا حالا هم که دو سال می شه مدرکم رو گرفتم ...هنوز کاری هم پيدا نکردم...حتی بيکاری!.

پيام هاى شما براى ما مهم است

[saba] www.peik.20m.com [saba]

آخرين‌ روزهای قدرت‌ و سقوط‌ ديكتاتور عراق‌

۶/ ارديبهشت/۱۳۸۲

يك‌ افسر عراقي‌ خبر داد، خيانت‌ به‌ صدام‌ حسين‌ و سقوط‌ بغداد از درون‌ كاخ‌ رياست‌ جمهوري‌ صورت‌ گرفته‌ است‌. روزنامه‌ عربي‌ زبان‌ الحيات‌ خبر داد، سازمان‌ جاسوسي‌ امريكا )سيا( از يك‌ سال‌ پيش‌ موفق‌ شده‌ بود با استفاده‌ از اختلاف‌نظرها و حسادت‌هاي‌ موجود بين‌ افراد تشكيل‌ دهنده‌ حلقه‌ اتصال‌ به‌ صدام‌، آنان‌ را مجاب‌ به‌ همكاري‌ با خود كند. به‌ نوشته‌ اين‌ روزنامه‌ فرامنطقه‌يي‌، عواملي‌ از سيا حتي‌ موفق‌ شدند با برانگيختن‌ حس‌ حسادت‌ ساجده‌ طلفاح‌ همسر اول‌ صدام‌ نسبت‌ به‌ ديگر همسران‌ رييس‌ جمهوري‌ عراق‌، وي‌ را متقاعد به‌ همكاري‌ كنند. اين‌ افسر گارد جمهوري‌ عراق‌ درباره‌ شب‌ قبل‌ از تسخير بغداد گفت‌: در آخرين‌ ساعت‌ها به‌ ما دستور رسيد كه‌ يونيفورمهاي‌ نظامي‌ خود را از تن‌ بيرون‌ آورده‌ و لباس‌ غيرنظامي‌ بپوشيم‌. او در اين‌ باره‌ افزود: با وجود آنكه‌ من‌ مسوول‌ بخش‌ سلاح‌ و دستگاههاي‌ رايانه‌ بودم‌، اما به‌ من‌ هم‌ دستور داده‌ شد تا جان‌ خود را بردارم‌ و بگريزم‌. به‌ اعتقاد اين‌ افسر عراقي‌، گروهي‌ از افسران‌ عراقي‌ و از جمله‌ افسران‌ گارد جمهوري‌ عراق‌ از يك‌ سال‌ پيش‌ با امريكايي‌ها همكاري‌ مي‌كردند. او در اين‌ رابطه‌ از ژنرال‌ كمال‌ مصطفي‌، برادر داماد صدام‌ حسين‌ و فرمانده‌ يكي‌ از لشگرهاي‌ اصلي‌ عراق‌ نام‌ برد. به‌ اعتقاد اين‌ افسر عراقي‌، همسر و دختران‌ صدام‌ حسين‌ هم‌ به‌ نوعي‌ با امريكايي‌ها در ارتباط‌ بوده‌اند. به‌ ادعاي‌ اين‌ افسر كه‌ نخواست‌ نامش‌ فاش‌ شود، امريكايي‌ها از يك‌ سال‌ پيش‌ با همسر اول‌ و دختران‌ صدام‌ تماس‌ گرفته‌ و در اين‌ رابطه‌ هماهنگي‌ كرده‌ بودند. به‌ اعتقاد كارشناسان‌ امر از زمان‌ مرگ‌ »عدنان‌ خيرالله‌« وزير دفاع‌ سابق‌ عراق‌ كه‌ برادر همسر صدام‌ هم‌ بود، اختلافات‌ شديدي‌ بين‌ صدام‌ و خانواده‌اش‌ به‌ وجود آمد، در كنار آن‌ كشتن‌ فجيع‌ دو داماد صدام‌ حسين‌ توسط‌ او پس‌ از بازگشتشان‌ از اردن‌ به‌ عراق‌ نيز مزيد بر علت‌ شد.

پيام هاى شما براى ما مهم است

[saba] www.peik.20m.com [saba]

كردهاو حكومت آ ينده عراق

۴/ ارديبهشت/۱۳۸۲

کردهای عراق نيز همچون ديگر گروه های مخالف حکومت صدام حسين، به آينده اين کشور با آميزه ای از خوشبينی و نگرانی می نگرند. خوشبينی آنها به دليل سرنگونی صدام حسين هستند. کردها از صدام متنفر بودند زيرا او آنها را مورد آزار و اذيت قرار می داد و حتی آنها را بمباران شيميايی کرد.اما کردها همچنين نگران آنند که هنوز مشخص نيست چه شخص يا گروهی جايگزين صدام حسين خواهد شد. کردها بر خلاف ديگر گروه های مخالف حکومت صدام، ممکن است در عراق بعد از جنگ، چيزهای زيادی را از دست بدهند. کردهای عراق در دهه گذشته دوره ای را تجربه کرده اند که عده ای آن را دوره طلايی می دانند. از زمان جنگ پيشين در خليج فارس حدود ۴ ميليون نفر از کردها در منطقه خودمختار خود زندگی کرده اند که گشتی های هوايی غربی از آن در برابر صدام حسين رئيس حکومت عراق محافظت کردند. استانداردها و معيارهای زندگی آنها بهتر از جنوب بوده است. در همين حال شرايط منحصر به فرد کردها به مشروعيت دو رهبر اصلی آنها يعنی جلال طالبانی از اتحاديه ميهنی کردستان و مسعود بارزانی از حزب دموکراتيک کردستان، در عرصه جهانی افزوده است. حالا گشتی های هوايی و صدام حسين ، هردو،رفته اند. کردها که در سرنگونی رژيم صدام حسين به آمريکا کمک کردند، بايد با هر کس که در بغداد به قدرت برسد، کنار بيايند.اکنون کردها، از گروهی که موقعيت سياسی - جغرافيايی منحصر به فردی داشته است تنها به يکی از چندين گروه های مخالفی تبديل شده اند که به دنبال جايگاهی در نظام جديد عراق، با يکديگر رقابت می کنند.آنچه کردها به دنبال آن هستند، نوعی دموکراسی فدرال است که بتواند از بيشتر خودمختاريی که در حال حاضر دارند، حمايت کند.آنها در عين حال می خواهند به سهمی واقعی در دولت مرکزی، که پيش از اين از آن محروم بوده اند، برسند. کردها مانند ساير گروه های مخالف عراقی، برای عملی کردن طرح سياسی خودشان حرکت می کنند و در اين زمينه به موفقيت هايی هم رسيده اند.سه کنفرانس موفق گروه های مخالف عراق، از جمله آخرين آنها در جنوب عراق که هفته گذشته برگزار شد، از يک حکومت فدرال در عراق حمايت کرده اند. اما آنها در پرداخت به جزئيات، احتمالا با کشمکش های بيشتری روبرو می شوند. بعضی از گروه های مخالف علاقه چندانی به حکومت فدرال ندارند و يا اينکه درباره چگونگی فعاليت اين حکومت ايده های متفاوتی دارند.در هر حال کردها فعلا محتاطند. آنها در مورد موضوعاتی که واشنگتن نگران آنهاست طبق خواسته آمريکا عمل کرده اند، احتمالا به اميد اينکه اين کار بعدها نفوذ سياسی شان را افزايش دهد. چريک های پيش مرگ کرد به جز حمله بازدارنده شان به شهر شمالی کرکوک، حمله ای که پيش از نيروهای آمريکا صورت گرفت، در کل به وعده خود مبنی بر تبعيت دستور آمريکا عمل کرده اند. کرکوک از نظر سياسی منطقه مهمی است. وقتی که آتش خودی نيروهای نظامی آمريکا کاروانی از کردها را هدف قرار داد و منجر به کشته شدن چندين نفر و زخمی شدن برادر رهبر حزب دموکراتيک کردستان شد، انتقاد ها بسيار ملايم بود. "هوشيار زيباری " سخنگوی امور خارجی حزب دموکراتيک کردستان گفت شرايط جنگی است و چنين حوادثی رخ می دهد. کردها از سقوط کرکوک و موصل، شهرهای استراتژيکی که به طور گسترده ای کردنشين هستند، کاملا خوشحال شدند. اگرچه گزارش شده که در اين دو شهر، تنش هايی بين اقوام کرد و ترکمن در حال ظهور است. در کرکوک گزارش ها حاکی از آن است که احزاب سياسی جديدی پديدار شده اند که در آينده می توانند با اتحاديه ميهنی کردستان و حزب دموکراتيک کردستان مخالفت کنند.با اين حال روابط دو حزب اصلی کرد، از اوايل دهه ۹۰ که رقابت هايشان به درگيری منجر شد، به ميزان قابل ملاحظه ای بهبود يافته است. اگرچه در نمايش های اخير همبستگی آنها، نشانه هايی از وجود اختلافات کوچک نيز به چشم می خورد.

پيام هاى شما براى ما مهم است

[saba] www.peik.20m.com [saba]

صدام از ظهور تا سقوط

۲۳/ فروردين/۱۳۸۲

صدام‌ حسين‌ در طول‌ سال‌هاي‌ ۱۹۷۰ تا ۱۹۷۵ تقريبا سررشته‌ سياست‌ عراق‌ را در دست‌ داشت‌ و تصفيه‌هاي‌ خونين‌ با كمونيست‌ها كرد و كردها را به‌ چندين‌ دسته‌ تقسيم‌ كرد. زماني‌ با جلال‌ طالباني‌ و زماني‌ ديگر با بارزاني‌ بود، حتي‌ در جريان‌ بمباران‌ مقر بارزاني‌ يكي‌ از پسران‌ او را كشت‌. صدام‌ حسين‌ در اين‌ سال‌ها پايه‌هاي‌ حكومت‌ خود را مستحكم‌ كرد و چندين‌ سازمان‌ امنيتي‌ تشكيل‌ داد كه‌ اسراييلي‌ها طي‌ تحقيقات‌ جامع‌ و عمليات‌ جاسوسي‌ توانستند اسامي‌ اين‌ سازمان‌ها را به‌ دست‌ آورند. نام‌ اين‌ سازمان‌ها به‌ اين‌ شرح‌ است‌: امن‌ العام‌، استخبارات‌، جهاز الهنين‌ كه‌ زير نظر مستقيم‌ شخا صدام‌ حسين‌ اداره‌ مي‌شد. در سال‌ ۱۹۷۰ يا ۱۹۷۱ مردم‌ عراق‌ مناظر عجيبي‌ ديدند. صدام‌ يكسري‌ كماندوهاي‌ سياهپوش‌ داشت‌ كه‌ در حال‌ رژه‌ خرگوش‌هايي‌ را به‌ دست‌ گرفته‌ و با ضربات‌ كاراته‌ آنها را مي‌كشتند و پوستشان‌ را مي‌ كندند و خام‌ خام‌ و خون‌آلود آنها را مي‌ خوردند كه‌ با اين‌ كار مردم‌ را دچار وحشت‌ كنند.صدام‌ حسين‌ در طول‌ حكومت‌ خود چندين‌ كودتا را در هم‌ شكست‌. يكي‌ از آنها كودتايي‌ بود كه‌ ناظم‌ كرزاز، رييس‌ سازمان‌ امنيت‌ عراق‌ با ايران‌ محرمانه‌ نزديك‌ شده‌ بود و از شاه‌ و سازمان‌ امنيت‌ ايران‌ پول‌ مي‌گرفت‌،انجام‌ داد و در اين‌ جريان‌ يكي‌ از ژنرال‌هاي‌ عراقي‌ به‌ نام‌ شنشه‌ و چند نفر ديگر كشته‌ شدند. كودتاي‌ ناظم‌ كرزاز با اعدام‌ بيش‌ از ۴۲ نفر از رجال‌ و شخصيت‌ هاي‌ عراق‌ و مردان‌ سياسي‌ آن‌ كشور پايان‌ يافت‌. در جريان‌ ديگر كودتاها، صدام‌ كشتارهاي‌ فجيعي‌ به‌ راه‌ انداخت‌. معمولا اجساد مخالفين‌ را در ميدان‌ التحرير )آزادي‌( در مركز بغداد به‌ نمايش‌ مي‌گذاشتند و مناظر به‌ دار آويخته‌ شدن‌ دهها تن‌ در يك‌ روز باعث‌ وحشت‌ مردم‌ مي‌شد. صدام‌ در كنار كارهاي‌ ديگر ، ارتش‌ عراق‌ را به‌ كلي‌ تصفيه‌ كرد و بسياري‌ از افسران‌ به‌ عضويت‌ حزب‌ بعث‌ درآمدند. مساله‌ دخالت‌ كمونيست‌ها و اكراد در دولت‌ عراق‌ به‌ كلي‌ فراموش‌ شد و ارتش‌ عراق‌ بطور كلي‌ زيرپوشش‌ حزب‌ بعث‌ قرار گرفت‌. حزب‌ بعث‌ عراق‌ با حزب‌ بعث‌ سوريه‌ اختلافات‌ عميقي‌ داشتند و اين‌ دو حزب‌ همديگر را به‌ خيانت‌ و ارتداد متهم‌ مي‌كردند. صدام‌ حسين‌ در طول‌ سال‌هاي‌ ۱۹۷۰ تا ۱۹۷۹ با مذاكره‌ با سران‌ كشورهاي‌ فرانسه‌ و آلمان‌ و بسياري‌ از دول‌ خارجي‌ از جمله‌ انگليسي‌ها توانست‌ به‌ انواع‌ سلاح‌ها دست‌ يابد. در سال‌هاي‌ ۱۳۴۸ تا سال‌ ۱۳۵۳ روابط‌ ايران‌ و عراق‌ بسيار تيره‌ بود. زيرا بعثي‌ها به‌ محض‌ در اختيار گرفتن‌ حكومت‌ در دو مورد با دولت‌ ايران‌ اختلاف‌ پيدا كردند. يكي‌ آنكه‌ سپهبد بختيار را كه‌ در لبنان‌ زنداني‌ بود و قرار بود به‌ ايران‌ تحويل‌ داده‌ شود به‌ دليل‌ دوستي‌ قديمي‌ صالح‌ مهدي‌ عماش‌ يكي‌ از رهبران‌ حزب‌ بعث‌ كه‌ نظامي‌ بود مي‌خواستند از لبنان‌ به‌ عراق‌ ببرند واز دسترس‌ شاه‌ دور كند. در نظر بود كه‌ اين‌ شخا به‌ ايران‌ اعاده‌ شود و به‌ اعدام‌ محكوم‌ گردد. زيرا از سال‌ ۱۳۴۲ دست‌اندركار توطئه‌ عليه‌ شاه‌ بود. اما دولت‌ بعثي‌ عراق‌ توانست‌ آزادي‌ بختيار را فراهم‌ كند و بختيار را به‌ عراق‌ منتقل‌ كند. اما ساواك‌ توانست‌ بختيار را در سال‌ ۱۳۴۹ در عراق‌ در نزديك‌ مرز ايران‌ به‌ قتل‌ برساند و بنابراين‌ كابوس‌ بختيار از سر شاه‌ دور شد. مساله‌ ديگر مورد اختلاف‌ بين‌ ايران‌ و عراق‌ شط‌العرب‌ بود زيرا از زمان‌ قاسم‌، عراق‌ بطور يكجانبه‌ آبهاي‌ مرزي‌ خود را تا ۱۲ مايل‌ افزايش‌ داده‌ بود و دولت‌ ايران‌ اين‌ مساله‌ را قبول‌ نداشت‌. شط‌العرب‌ يا اروندرود براساس‌ قرارداد تحميلي‌ سال‌ ۱۹۳۷ به‌ دولت‌ عراق‌ واگذار شده‌ و اين‌ بزرگترين‌ خبط‌ رژيم‌ ديكتاتوري‌ ۲۰ ساله‌ ايران‌ بود. فقط‌ تكه‌يي‌ در جلوي‌ آبادان‌ به‌ مساحت‌ ۴ مايل‌ مربع‌ به‌ عنوان‌ هديه‌ عراق‌ در اختيار ايران‌ قرار گرفته‌ بود كه‌ هميشه‌ قاسم‌ و سران‌ ديگر عراق‌ مي‌گفتند اين‌ مساحت‌ را به‌ شركت‌ نفت‌ انگليس‌ هديه‌ داده‌ايم‌ تا كشتي‌هاي‌ انگليسي‌ بتوانند بدون‌ دادن‌ عوارض‌ وارد آبادان‌ بشوند . دولت‌ ايران‌ بخاطر كشاندن‌ دولت‌ عراق‌ به‌ پيمان‌ سعدآباد، تحت‌ فشار انگليس‌، اين‌ بذل‌ و بخشش‌ بيجا را كرده‌ بود.

پيام هاى شما براى ما مهم است

[saba] www.peik.20m.com [saba]

جنگ كنونی «منافع ملی» چه كسانی را تامين می‌كند؟

۱۹/ فروردين/۱۳۸۲

واشينگتن پست، پنجشنبه ۳ آوريل ۲۰۰۳ نويسندگان: (Colum Lynch and Peter Behr ) يکشنبه ۱۷ فروردين ۱۳۸۲

بر طبق نظر ديپلمات‌ها و متخصصين صنعتی، طرح‌های وزارت دفاع آمريكا برای كنترل موقت صنايع نفت عراق و استفاده از عايدات نفتی اين كشور برای بازسازی پس از جنگ، موجب كشمكش آمريكا با متحدانش در اروپا و خاورميانه شده است. كاخ سفيد معتقد است كه درآمد ناشی از فروش نفت عراق برای تامين بودجه بازسازی اين كشور پس از جنگ ضروری ست. حكومت بوش قصد دارد يك كارمند ارشد نفتی آمريكايی را برای نظارت امور اكتشافات و توليد نفت عراق به كار گمارد. متخصصين نفتی عراقی كه اكنون در خارج از كشور بسر می‌برند برای فروش نفت عراق به كار گرفته خواهند شد. منابع صنعتی می‌گويند كه فيليپ جی. كارول رئيس سابق كمپانی نفتی شل كانديدای اصلی اداره‌ی امور توليد نفت عراق است. ولی اين استراتژی نفتی پس از جنگ با مسائل قانونی در رابطه با حق آمريكا برای اداره‌ی ميدان‌های نفتی عراق روبه روست. مقامات رسمی حكومت بوش به دنبال محمل‌های قانونی برای توجيه طرح آمريكا هستند. منبع نزديك به اين جريان می‌گويند اگز جنگ با موفقيت به پايان برسد، ايالات متحده بهعنوان قدرت اشغالگر می‌تواند ادعای حق قانونی خود را برای فروش نفت در جهت منافع عراق عنوان كند. مقامات رسمی سازمان ملل و بريتانيا می‌گويند بدون دستورالعمل جديد از سوی شورای امنيت، ايالات متحده فاقد اختيار قانونی برای از سرگيری صادرات نفت عراق حتی به صورت موقت است. پيش از جنگ فروش نفت عراق بوسيله‌ی سازمان ملل در چارچوب برنامه «نفت برای غذا» كنترل می‌شد. جان راندولف رئيس بخش پيش بينی‌های اقتصادی در «مركز تحقيقات جهاني» در لندن می‌گويد: «ما به سوی يك قلمرو قانونی نامشخص می‌رويم. اين به علت آنست كه آمريكايی‌ها متحمل بيشترين هزينه‌های جنگ هستند و آنها می‌خواهند تعيين كننده و تصميم گيرنده‌ی آنچه در آينده‌ی پس از جنگ اتفاق می‌افتد باشند.‌» ديويد ل. گلدوين رئيس مركز «استراتژی‌های بين المللی گلدوين» می‌گويد: «من معتقد نيستم كه آمريكا تحت قوانين بين المللی و در نبود يك قطعنامه‌ی جديد شورای امنيت دارای قدرت قانونی برای تصرف و فروش نفت عراق باشد.». گلدوين كه در دوران حكومت كلينتون معاون وزارت انرژی بوده است اضافه می‌كند: «اين بسيار ترديد آميز است كه كمپانی‌های با نام و نشان طرف قراردادهای بدون عنوان مشخص باشند. ولی برخی از مقامات رسمی صنعتی می‌گويند امكان دارد كمپانی‌های نفتی در صورت تضمين‌های ايالات متحده مايل به خريد نفت عراق باشند. مامورين اطفاء حريق مشغول مبارزه با زبانه‌های آتش در دو چاه نفتی در جنوب عراق - منطقه راماليا- هستند ولی بيش از ۵۰۰ حلقه چاه ديگر صدمه‌ای نديده اند. برخی متخصصين صنعتی پسش بينی می‌كنند كه در صورت مناسب بودن شرايط و مسائل قانونی، بخشی از توليد نفت می‌تواند در عرض يك ماه آغاز شود. ميدان بزرگ نفتی عراق در كركوك در شمال آن كشور همچنان تحت كنترل نيروهای عراقی است. اگر عربستان سعودی به كاهش توليد نفت خود تن دهد ازسرگيری صدور نفت عراق تاثير اندكی بر قيمت نفت خواهد گذاشت. قيمت نفت خام برای تحويل در ماه مه به ميزان ۱.۲۲ دلار يا ۴.۱ درصد كاهش داشته است و در بازار نيويورك به سطح بشكه‌ای ۲۸.۵ دلار رسيده است. روسيه، فرانسه و آلمان از اعضای اصلی شورای امنيت خواستار حفظ كنترل نفت عراق توسط سازمان ملل هستند. رئيس دوره‌ای شورای امنيت، آدولفو آگيلار زينسه از كشور مكزيك به خبرنگاران گفت كه اين شورا در بحث‌های فشرده روزانه درباره‌ی آينده صنعت نفت عراق احترام به اين اصل را كه نفت عراق به مردم عراق تعلق دارد اعلام نموده است. او می‌گويد: «شورای امنيت بايد برای حفظ سيادت عراق بر نفت خود تلاش كند.» عراق تا پيش از بحران كنونی، روزانه ۲ ميليون بشكه نفت -معادل ۳ درصد- توليد جهانی به خارج صادر می‌كرد. توليد نفت از ميادين جنوبی با آغاز جنگ قطع شد ولی نفت عراق هنوز به ميزان اندكی در لوله‌هايی كه به تركيه می‌روند جريان دارد. به علت وضعيت قانونی نامطمئن اين نفت فروخته نشده است. حكومت بوش بر اختصاص درآمدهای نفتی عراق برای مردم اين كشور اصرا می‌ورزد. آری فليشر سخنگوی كاخ سفيد می‌گويد: «عراق يك كشور ثروتمند است. بر خلاف افغانستان به عنوان مثال، عراق به دليل غنی بودن از نظرمنابع نفتی دارای بنبان مالی بسيار قوی است.» در آستانه آغاز عمليات نظامی، كوفی عنان رئيس سازمان ملل صادرات نفتی عراق را قطع نمود. تصميم روز جمعه سازمان ملل مبنی بر اختصاص ۱۳ ميليارد دلار از درآمدهای نفتی عراق برای تامين مالی كمك‌های انسانی برای ۶ ماه آينده بدليل شرايط جنگی معوق مانده است و انتظار می‌رود تنها بخش كوچكی از ارسال اين كمك‌ها اجرا شود. در جهت جلوگيری از برخورد‌های تند سياسی بيشتر در شورای امنيت، بريتانيا برای تشكيل جلساتی با نمايندگان عراق به حكومت بوش فشار می‌آورد، جلساتی كه در آنها برای آينده نفت عراق تصميم گرفته شود. طبق گفته يك مقام رسمس بريتانيايی سابقه‌ی كنترل نفت عراق توسط سازمان ملل به مسئله اجرای تحريم‌های پس از جنگ خليج فارس در سال ۱۹۹۱ بر می‌گردد. او ادامه می‌دهد: «تا وقتی كه تحريم‌ها پايان نيابند تمام بحث‌های مربوط به صنايع نفت عراق بحث‌های مجرد آكادميك هستند. و اين تحريم‌ها با درخواست دونالد رامسفيلد (وزير دفاع آمريكا - م.) پايان نخواهند يافت. اينكه ما چرا بايد با وجود عدم پشتيبانی ديگران در شورای امنيت اينقدر موشكافی به خرج دهيم، وسوسه‌ای ست كه اميدواريم در برابر آن مقاومت شود.» . ولی منابع صنعتی می‌گويند كه حكومت بوش ار اينكه بحث‌های سازمان ملل منجر به عدم تامين مالی بازسازی عراق از فروش نفت آن كشور شود بيم دارد. يك منبع مطلع می‌گويد: «طيف وسيعی از متخصصين نفتی در طول سه ماه گذشته افكار زيادی را مطرح نموده اند و ساختاری را ارائه كرده اند.» كارول رئيس سابق كمپانی شل كه سال گذشته در مقام رياست شركت «فلور» بازنشسته شد به ژنرال جی م. گارنر گزارشی ارائه كرد. ژنرال گارنر از سوی پنتاگون به عنوان رئيس «دفتر بازسازی و ياری رسانی انساندوستانه» و به منظور اداره و هدايت امور بازسازی پس از جنگ منصوب شده است. شركت مهندسی و ساختمانی «فلور» يكی از شركت كنندگان در مزايده برای اجرای قراردادهای بازسازی عراق است. كارول امروز از ارائه‌ی هرگونه تفسيری در اينباره خودداری كرد. توماس مك لارتی كه رئيس اداری كاخ سفيد در زمان كلينتون بوده است و هم اكنون رياست اداری شركت «كيسينجر مك لارتی و شركاء» را عهده دار است می‌گويد: «اگر اين موضوع صحت داشته باشد، انتخاب بسيار درستی است. من فكر می‌كنم او برای اين كار خيلی مناسب است. او شخصيت شناخته شده‌ای در محافل صنعتی است و سابق درخشان و موفقی دارد.» در چارچوب برنامه «نفت برای غذا» عراق اجازه صدور نفت برای خريد مواد غذايی، دارو و ديگر مايحتاج انسانی داشت. پيش از جنگ كنونی اين برنامه احتياجات ۸۰ درصد از جمعيت عراق را تامين می‌كرد. اقدامات سازمان ملل برای ارسال كمكهای انساندوستانه به عراق عقب‌تر از جدول زمانی درنظر گرفته شده است. اين امر موجب فشار به آمريكا و بريتانيا برای بعهده گرفتن تامين غذا و دارو برای عراق است. دورنمای ادعاهای آمريكا برای كنترل صنعت نفت عراق مخالفت‌های خارجی را با طرح‌های آمريكا برای دوران پس از جنگ شدت بخشيده است. روسيه كه قراردادهای بزرگی را برای پيشرفت صنعت نفت عراق با دولت صدام حسين امضا كرده است، خواستار تضمين برای شركت خود در تصميم گيری‌های سازمان ملل در مورد چگونگی مصرف درآمدهای نفتی عراق است. يك مقام رسمی حكومت بوش می‌گويد: «روسها با يك مشكل روبه رو خواهند بود. آنها مايل هستند كه ما همه چيز را از «گنج آمريكا» پرداخت كنيم. ولی واقعيت اينست كه ما تصميم داريم از درآمدهای نفتی عراق برای بازسازی پس از جنگ استفاده كنيم.» رابرت ای. ابل رئيس بخش انرژی در «مركز مطالعات استراتژيك و بين المللي» در واشنگتن می‌گويد: «هم فرانسه و هم روسيه دارای منافعی در عراق هستند. آنها می‌خواهند مطمئن شوند كه كنار گذاشته نخواهند شد. اگر بخواهيم آنچه را كه مردم خواهند گفت بگوييم اينست كه در واقع همه چيز بر سر نفت بود.». برگردان:صبا

پيام هاى شما براى ما مهم است

[saba] www.peik.20m.com [saba]

نسل من نسل خاكستر شده ...

۲۳/اسفند/۱۳۸۱

جوانان برای دستيابی به قوام و استقلال شخصيت تلاشهای بسياری ميکنند.اکثر آنان گاهی اوقات برای رسيدن به هدف مورد نظر خود بر خلاف قوانين حاکم در جامعه عمل ميکنند . زيرا جوانان از محدوديت گريزان هستند . جوانان امروز در تمام ابعاد زندگی خود «شخصی و اجتماعی و...» شخصيتی متفاوت با جوانان ادوار پيشين دارند. البته جوانان دوره های پيشين مشکلات خاص مربوط به دوره خود را داشته اند و جوانان امروز نيز مشکلات خاص خود را دارند و مسئولان و دست اندرکاران جامعه ايران در از بين بردن موانع و مشکلات اين نسل سوخته هيچ کاری انجام نداده اند و حتی به آن افزوده اند ؟. به گزارشی که در تهران انجام داده شده تعداد جويندگان کار دارای مدارک بالاتر از ديپلم در تهران نسبت به سال گذشته سه برابر افزايش يافته است. جوانان برای دستيابی به اشتغال و فعاليت در جامعه کوششهای بيشماری ميکنند( ولی کيست که آنها را درک کند و فريادهايشان را بشنود ؟!). اگر مسأله بيکاری و تورم فارغ التحصيلان در جامعه ما لاينحل بماند ميتواند متعاقب مشکلات ديگری از قبيل نا اميدی جوانان از ازدواج و آينده.عصبيت.ناراحتی و استرس های روانی و عدم استقلال و اعتماد به نفس جوانان باشد. سالانه ۴۵۰ هزار نفر از دانشگاههای کشور فارغ التحصيل ميشوند که فقط يک چهارم آنها به کار در ادارات مشغول به کار ميشوند و بقيه بيکار می مانند.

پيام هاى شما براى ما مهم است

[saba] www.peik.20m.com [saba]

ای کاش هيچ موقع به دنيا نمی آمدم!!؟

۱۸/بهمن/۱۳۸۱

گزارش صبا از جوانان در مورد بيکاری در بانه ***فکر می کنيد ما دوست داريم مثل حيوانات دنبالمان کنند.و کتک بخوريم و زجر بکشيم. *** من اگر جرم کرده باشم بايد تحويل دادگاه شوم نه اينکه سربازی با لگد بزند توی دهانم. ***بيکاری مجوز ماست برای خلافکاری. بانه در شرق کُردستان (کُردستان ايران )و در مرز عراق واقع است مردم اين شهر اهل ديانت و تعهد و مردانگی و فرهنگ هستند. اخلاق و خوی نيک آنها سالهاست برای مردم کُردستان الگو و سرمشق بوده است در دوران جنگ عراق و ايران اين شهر زيبا و دوست داشتنی بارها مورد حملات هوايی قرار گرفته . بزرگترين فاجعه و کشتار انسانی در اين شهر . روز ۱۵ خرداد ماه ۱۳۶۳با بمباران کردن آنها توسط رژيمهای تجاوزگر به وقوع پيوست و صدها تن از مردم مظلوم اين شهر به شهادت رسيدند و اکنون در قبرستان تاريخی سليمان بيگ آراميده اند .گزارشی که در پی می آيد .درد دلهای جوانان اين شهر زيبا ، بانه است... - احمد ر... ۲۳ سال دارد ، دستفروش است و اجاره نشين..از او پرسيديم..از شغلت راضی هستی؟ ** نه.. اين زندگی نيست که ما داريم ،بردگی است، مثل حيوان کار ميکنيم تا بتوانيم شکممان را سير نگهداريم و در اتاقی که مثل لانه حيوان است بسر ميبريم، شغل مناسب نداريم کارگری هم پيدا نمی شود. -مشکلات جوانان چه چيزی است؟ **برای آدم فقير فرقی نمی کند،جوان باشد يا پير ،فقير هميشه زيردست است. -چه آرزويی داری ؟ **ای کاش هيچ موقع به دنيا نمی آمدم. - قادر الف... ۲۷ سال دارد و جويای کار از او پرسيديم ...دوست داری چه کاره شوی قادر؟ **با توجه به اين شرايطی که وجود دارد فکر نمی کنم کاری پيدا کنم. -چرا نا اميد هستی؟ ** اکثر کسانی که دستفروشی ميکنند ، جوانهای همسن و سال من هستند، بانه با جمعيتی بيش از صد و پنجاه هزار نفر ، حتی يک کارخانه هم ندارد. ادارات دولتی اکثر افراد غير بومی هستند و يا ظرفيت آنها تکميل شده است. هيچ طرح آبادانی و عمرانی در دست احداث نيست. که حداقل عده ای از جوانان بتوانند کارگری کنند. مردم ناچارا يا دنبال قاچاق ميروند و یا به شهرهای ديگر و کشورهای اروپايی مهاجرت ميکنند. - از چه طريقی به ساير کشورها ميروند؟ ** اکثر از مرز فرار میکنند ، اگر در بين راه هم حادثه ای برايشان پيش نيايد، روی مين نروند، توسط نيروهای نظامی دستگير نشوند در کشورهای بيگانه به بلاهای ديگر گرفتار میشوند. - خود تو چطور؟ از چه طريق روزگار می گذرانی؟ **من دو سال سرباز معلم بوده ام و هميشه سر کلاس بچه ها را نصيحت ميکردم که نبايد قاچاق کنيم، قاچاق حرام است و به اقتصاد مملکت لطمه می زند . اما حالا می بينم که خودم هيچ راهی برای زندگی کردن نداريم بجز قاچاق يا مهاجرت بيکاری و عدم توجه به نيازهای مردم ، گرانی ،فقرو رشد بی رويه جمعيت باعث شده است که مردم به قاچاق روی بياورند. -امکانات تفريحی اين شهر چگونه است؟ ** بانه هيچگونه امکانات رفاهی و فرهنگی ندارد. سالهاست قول داده اند يک سينما برای بانه بسازند، کی درست ميشود؟خدا ميداند . جوانی که بيکار باشد تمام زندگيش فراغت میشود. مثل من کارش ميشود پرسه زدن در کوچه و خيابانها و مسئوولان هم فقط بلدند شعار بدهند. - چه آرزويی داری؟ ** شرايط جوری شده که يادمان رفته است چه آرزويی داشتيم. - از ادريس ... ۱۸ ساله و قاچاقچی پرسيديم، چرا کار قاچاق ميکنی؟ ** شما بگوييد چکار کنم. کار نشانم دهيد، بی شرفم اگر انجام ندهم فکر ميکنيد ما دوست داريم مثل حيوانات دنبالمان کنند. کتک بخوريم و زجر بکشيم. - چرا سربازی نرفتی؟ ** برای که سربازی بروم . برای دولتی که آنقدر برايم ارزش قائل نيست که کارگر کارخانه اش باشم؟ اگر سربازی بروم مجبورم در شهر ديگر مثل بانه به طرف همان مردمی تيراندازی کنم که از زور فقر و گرسنگی قاچاقچی شده اند. - اگر کسی تن به قاچاق ندهد بايد چکار کند؟ ** يا بايد دستفروش جنسهای خارجی باشد يا آواره شهرهای ديگر شود . - تا به حال دستگير شده ای؟ ** بله هفت بار ، دفعه آخر ۳۳۸ هزار تومان جنسم توقيف شد، حالا بايد بگردم دنبال آشنايی تا با پول آن را آزاد کنم. - مصطفی ق... ۲۲ ساله ، فوق ديپلم دارد و کنار خيابان شربت موز می فروشت، از او پرسيديم..فکر ميکنيد کسی که بيکار باشد بايد قاچاق کند؟ ** چه کار کنيم ، زندگی پول ميخواهد يک دانه نان سنگک ۴۰ تومان قيمت دارد. هوا که نميشود خورد . بعد از چند سال درس خواندن شده ايم دستفروش. ما طی هشت سال جنگ ، خون داديم و شهر و کاشانه امان خراب شد.آواره شديم ، دربه در شديم. اين جواب مقاومت ماست که بايد از بيکاری و گرسنگی جان بدهيم . مقصر ما نيستيم . مقصر کسانی هستند که پشت ميزهای مرصع برای ما جامعه مدنی را خواب می بينند. -تا به حال پيش آمده هنگام عبور از مرز به طرفتان تيراندازی شود؟ ** بارها شاهد کشته شدن دوستانمان بوده ايم. افرادی پيدا میشود که کشتن يک قاطر يا يک قاچاقچی برايشان فرقی نمی کند. - شايد مرتکب گناهی شده باشند؟ ** مثلا در روستای زيوه، يک ماشين قاچاق را دنبال کردند . افراد ماشين به محض رسيدن به روستا به مردم پناه بردند . مردم روستا هم از ماموران خواهش کردند اما در نهايت تيراندازی شد و دختری ۱۳ ساله در اين ميان کشته شد . خانواده دختر به دادگاه شکايت کردند، دادگاه هم گفت که نيروی انتظامی حق دارد . گناه اين دختر چه بوده که قاچاق نکرده و با ماموران هم حرفی نزده ؟ - فايق ک... ۱۷ ساله، بارکش بين بازديدها، از او پرسيديم که فاصله ای که با بار پياده روی ميکنيد چقدر است؟ ** پنجاه کيلو متر - چقدر دستمزد می گيريد؟ ** هزار تومان - تا به حال دستگير شده ای؟ ** سال گذشته ، سه بار دستگير شدم . مجبور بودم . چون اگر اين کار را نمی کردم بايد ميرفتم دزدی ، در سه راه ديواندره سه کارتن از من گرفتند که قرار بود بعد از صورتجلسه و دادن جريمه و گمرگ پس داده شود که گم و گور شد ، کسی هم نیست که به حرف مردم گوش بدهد ، فقط بلدند جنس بگيرند . اگر هم اعتراض کنی ، کتک کاری ميکنند، نمی دانم چرا قانون فقط شامل حال ما ميشود و شامل حال خودشان نميشود . من جرم کرده ام ، بايد تحويل دادگاه شوم نه اينکه سربازی با لگد بزند توی دهانم، به خدا قسم اگر همين ماموران قانون هم شرايط زندگی ما را داشتند و بيکاری و گرانی و فقر ، جان به لبشان رسانده بود ، جز قاچاق چاره ديگری نداشتند. - از جلال ... ۲۸ ساله و متاهل ... پرسيدم ،ميگويند شما مشروبات می فروشيد؟ ** بله می فروشم می خواهيد؟ - از کجا می آوريد؟ ** از سليمانيه عراق - چطور از مرز عبور ميکنيد ؟ دستگير نمی شويد ؟ ** مجوز داريم - چه مجوزی؟ ** بيکاری مجوز ماست برای خلافکاری. - چه آرزويی داری؟ ** هر چه زودتر بميرم و از دست اين زندگی خلاص شوم.

 

 

 

 

 

 

::تقويم روز::


::تبادل بنر سرنا::